ابراهيم عاملي ( موثق )

421

تفسير عاملي ( فارسي )

مىگويند : افسوس بر آنچه از دست داديم . طبرى گفته است : يعنى در آن معامله تقصير كرديم ، و بعضى گفته‌اند يعنى در دوران زندگى تقصير كرديم ، سدّى گفته است : يعنى تقصير كرديم كه به روش مردم بهشتى رفتار نكرديم . « يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ » 31 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى گناهان و خطاهاشان . و زجّاج گفته است : اين داستان و تشبيه است كه سنگينى در حالت گفته شود همانطور كه در وزن گفته مىشود ، و به اين گفته ى زجّاج معنى چنين است : رنج مىبرند از آزار گناهان خود بطورى كه هميشه زير بارى سنگين هستند ، و به همين معنى علىّ عليه السّلام اشاره فرموده است در اين گفتارش « تخفّفوا تلحقوا فانّما ينتظر باوّلكم آخركم » يعنى بار خود سبك بگيريد تا زود برسيد به آنها كه رفته‌اند ، چون جلو رفته را منتظر نگاه مىدارند تا برسند آنها كه از عقب مىآيند . « وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ » 32 ابو الفتوح نوشته است : حقّ - تعالى مذمّت و منقصت كرد زندگانى دنيا را تا مردمان در او رغبت نكنند و دست از اعمال آخرت برندارند ، گفت : نيست زندگانى دنيا مگر بازى . و فرق از ميان لهو و لعب آن است كه لعب بازى باشد كه كودكان كنند ، مانند بيهوده كاريهاى بىفايده ، و لهو بازى جوانان باشد از سماع و ضرب ملاهى و مانند آن ، و وجه تشبيه آن است كه اين را نيز عاقبتى و ثباتى نباشد چنان كه لعب و لهو را . بيان السعادة : لهو ، آن كارى است كه هدفى خيالى داشته باشد ، و لهو آن را گويند كه هدفى در آن نباشد . « وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ » 32 مجمع : ابن عامر « لدار » با يك لام قرائت كرده است و كلمه ى « آخرة » را با جرّ و صداى زير خوانده است ، و ديگران با دو لام و رفع و صداى جلو در كلمه ى « آخرة » قرائت كرده‌اند . « أفَلا تَعْقِلُونَ » 32 مجمع : مردم مدينه و عدّه اى ديگر با تا قرائت كرده‌اند و ديگران با يا به صيغه ى غايب .